گزارش صعود به قله صعود لنین .
گزارش صعود به قله ی لنین ، هیات کوهنوردی نیشابور
تابستان1394
گزارش یک صعود
برنامه ی صعود قله ی لنین - قرقیزستان
ازآنجا که صعود به اورست از آرزوهای یک کوهنورد است و دست یابی به این آرزو نیازمند کسب تجارب سخت است؛ برای کسب این تجربه ی سخت زیر پاگذاشتن قلل مرتفع کشورهای آسیای میانه که قرابت نزدیک جغرافیایی ، آب و هوایی و ساختاری با اورست دارند؛ یک نیاز است. در این راستا صعود به قله ی ابن سینا را در دستور کار قرار دادیم و تمرینات سخت بدن سازی و صعودهای گوناگونی را انجام دادیم. پس از کسب آمادگی های لازم جسمانی ، روحی و روانی و انجام امور گوناگون اداری و رایزنی های فردی با شرکت های مربوط در کشور قرقیزستان آماده پرواز شدیم البته برای کاهش هزینه های جانبی پرواز ، رفت و برگشت از تاجیکستان در دستور کار قرار گرفت .
به لطف بسیاری از دوستان اعضای باشگاه ها و اعضای هیات کوهنوردی نیشابور در ساعت 18 مورخه 24/4/1394 مراسم صمیمانه ی بدرقه در محل پرده ی الگانت برگزار شد و برای روزهای سخت سفر حدود یک ماهه آماده شدیم.
سحرگاه روز پنجشنبه 25/4/94 در میدان آزادی با آقایان حمید میربلوک و رضا فتحی از مربیان خوبمان خداحافظی کرده و عازم مشهد شدیم. در فرودگاه مشهد بعد از انجام کارهای اداری و تحویل بار؛ در ساعت 50/8 صبح مشهد را به قصد دوشنبه ترک نمودیم و در ساعت 30/10 وارد فرودگاه دوشنبه شدیم. بعد از انجام تشریفات قانونی که یک ساعت به طول انجامید از فرودگاه خارج شدیم و به ایستگاه خودرو سرویس های مسافرتی خُجند رفتیم. پس از دو ساعت انتظار در ساعت14 دوشنبه را به قصد خُجند ترک نمودیم. و سفر پرماجرایی را شروع نمودیم . وجود جاده های پرپیچ و خم و غیراستاندارد همراه با رانندگی های دیوانه وار ،ترس تمام وجود انسان را فرا می گیرد. در بین راه خودرو دچار نقص فنی شدو دینام آن از کار افتاد به همین دلیل راننده به سرعت خودرو افزود و سرانجام با اضطراب فراوان در ساعت 30/20 به خُجند رسیدیم. و در نزدیکترین مسافرخانه با اجاره یک اتاق استراحت نمودیم . البته با بوی بد، هوای گرم و کثیف بودن مسافرخانه شبی بد را تا صبح سپری نمودیم.
جمعه 26/4/94 اصبح زود ازمسافرخانه را ترککردیم و با کرایه یک خودر سواری به قصد مرز قرقیزستان حرکت کردیم اما راننده ما را به روستای ارغد برد و گفت از اینجا ارزانتر می شود به قرقیزستان رفت. در ارغد بعد از تکمیل شدن خودرو ساعت 30/12 خودرو به سمت اوش حرکت کرد. و پس از دو ساعت و عبور از اسفره به سر مرز قرقیزستان رسید. مرزبان تاجیک با توجه به روز عید فطر از ما تقاضای عیدی نمود و با پرداخت 20 سامانی عیدی و انجام مراحل قانونی وارد مرزبانی قرقیزستان شدیم. مرزبان قرقیزستان هم تقاضای پول نمود و ناچاراً به ایشان نیز پول دادیم و با انجام امور اداری و گرفتن پاسپورت به سمت درب خروجی رفتیم که یک مامور ما را به درون اتاقی راهنمایی کرد و باز هم تقاضای پول کرد و بعد از مقاومتی بی نتیجه حدود 50 یا 60 سامانی و سوم (واحد پول قرقیزستان) را از ما ربود و بالاخره سوار بر خودرو شدیم و بعد از طی دو ساعت دیگر مسافت ، وارد باغها و روستای سرسبز شد، جاده ای موج دار و غیراستاندارد، از اینجا رانندگی خطرناک شروع شد. راننده به طور عجیبی رانندگی می کرد و بعد از کلی ترس و استرس در ساعت 30/18 وارد اوش شدیم ،آدرس هتل را به راننده تاکسی دادیم و به هتل سان رایس2 رفتیم. با هماهنگی که شرکت از قبل انجام داده بود در هتل مستقر شدیم و مسئول هتل ساعت 30/9 صبح را زمان آمدن خودرو شرکت برای حرکت اعلام نمود.
شنبه 27/4/94
صبح بعد از خوردن صبحانه، در ساعت 9 خودرو شرکت دنبال ما آمد و به سمت شرکت اکسای رفتیم . بعد از امضای قرارداد و پرداخت 900 دلار برای هر نفر ، ساعت 10 سوار بر خودرو به همراه یک تیم روسی به سمت بیس کمپ حرکت نمودیم و بعد از 2 ساعت حرکت در یک خانه محلی توقف نمودیم و بعد از نوشیدن چای و خوردن ناهار، دوباره سمت بیس کمپ به راه افتادیم.حدود ساعت 18 به بیس کمپ در ارتفاع 3600 متری رسیدیم و بعد از مستقر شدن در چادرهای آماده شرکت، به دفتر بیس کمپ رفتیم و ارایه مدارک قرارداد، مسئول کمپ تقاضای قرارداد بیمه نمود و من گفتم نداریم و قرار به پیگیری فردا شد. بعد از خوردن شام به درون چادر رفته و به استراحت پرداختیم.
یک شنبه 28/4/94
صبح زود مسئول کمپ به چادر ما آمد و بعد از دادن گوشی به من گفت که با آقای کوهستانی صحبت کنم و پس از معرفی خودم و صحبت با ایشان متوجه شدم که از بچه های باشگاه آزادگان مشهد هستند. پس از چند تماس تلفن و عدم اجازه حرکت به سمت کمپ یک و با پرداخت 15 دلار بابت 3 یا 4 تلفن با مسئول کمپ وارد مذاکره شدیم و با پرداخت 216 دلار حق بیمه بابت 12 روز؛ اجازه حرکت پیدا کردیم ، ولی به دلیل بارش باران برنامه حرکت را به فردا موکول کردیم.
دوشنبه 29/4/94
ساعت 6 بامداد بیس کمپ را با کوله های 28 تا30 کیلو به سمت کمپ یک ترک نمودیم و 18 کیلو بار را به قاطر دادیم البته برای هر کیلو 3 دلار به قاطره چی پرداخت نمودیم. بالاخره بعد از یک کوهنوری سنگین در ساعت 45/12 به کمپ یک در ارتفاع 4400 رسیدیم. بعد از صرف ناهار و شناسایی مسیر کمپ دوم به استراحت در چادر پرداختیم. البته حدودساعت 15 بارش باران شروع و وز بعد ادامه داشت.
سه شنبه 30/4
ناچار به استراحت اجباری در چادر به خاطر هوای طوفانی و بارش شدید برف و باران تا بعدازظهر شدیم ، بعد از توقف بارشها ساعت 16 جهت هم هوایی کوه سمت شمالی کمپ یک را تقریبا تا ارتفاع 4700 یا 4800 بالا رفتیم و بعد از خوردن شام و مرور برنامه فردا خوابیدیم
چهارشنبه 31/4
ساعت 4صبح از کمپ یک حرکت نمودیم و با رسیدن به ابتدای یخچال؛ کرامپون زده و هم طناب شدیم و پس از عبور از شیب تند با کوله های سنگین 24 تا 25 کیلو و عبور از شکاف یخ های زیاد پس از هفت و نیم ساعت تلاش به کمپ دو در ارتفاع 5400 متری رسیدیم و پس از برپا کردن چادر درمیان بارش برف که از ساعت 14 شروع شده بود بعد از صرف شام و چای به خواب رفتیم.
پنج شنبه 1/5
در طول شب گذشته بارش برف به طور پیوسته ادامه داشت. امروز صبح نیز بارش برف و باد شدید تا شب ادامه داشت و ما مجبور به ماندن در چادر شدی
جمعه 2/5
دیشب تا صبح بارش برف ادامه داشت. صبح جمعه هوا مه بود و بارش برف کم و بیش ادامه داشت. ولی چاره ای نبود ، ساعت 7صبح چادر را ترک نمودیم و تا ارتفاع 5950 جهت هم هوایی صعود نمودیم. مسیر کمپ دو به سه، ابتدا مسیر تند 200 متری بود سپس از تندی آن کاسته می شد. وجود پرچم های علامت نزدیک به هم مسیر کمپ 3 را به کوهنورد نشان می داد. چپ و راست مسیر حرکت، وجود دره های ژرف با نقاب برف خطرناک می بود ، در انتهای مسیر شیب خیلی تند قله رازدل نیا با ارتفاع حدود 300 متر بسیار نفس گیر است. پس از این صعود در ساعت 14 به چادر برگشتیم . با توجه به تجربه قبلی در کمپ دوم، قسمتی را که احتمال وجود یخ می دادم با کنارزدن برفها به یخ بلور رسیدم و بعد از شکستن یخ ها؛ آنها را به محل چادر بردم و از این یخ ها آب گوارایی برای خوردن بدست آمد. بعد از خوردن چای و ناهار که قورمه و روغن زرد بود به خواب رفتیم.
شنبه 3/5
ساعت 30/7 بعد از جمع کردن چادر از کمپ دو به سمت کمپ 3 حرکت نمودیم. وزن کوله ها حدود 20کیلو بود، در ساعت 30/12به کمپ سوم در ارتفاع 6100 روی قله رازدل نیا رسیدیم و پس از یک ساعت تلاش محل چادر آماده شد و چادر برپا شد.در ضمن هوا امروز برفی و مه شدید بود.
یکشنبه 4/5
امروز ساعت 5 صبح از کمپ سوم به سمت قله حرکت کردیم، ساعت 45/7 زیر تیغه نایف سرعت باد که قبلا بین 40 تا50 بود به حدود 60تا70 رسید و تعدادی از کوهنوردان که ساعت یک بامداد حرکت کرده بودند از بالای تیغه نایف به علت سرعت زیاد باد به سمت پایین برگشتند ما حدود 40دقیقه پشت سنگی بزرگ ایستادیم تا شاید سرعت باد پایین بیاید ولی چنین نشد و ما مجبور به برگشت شدیم و ساعت 30/10 به کمپ سوم برگشتیم.
دوشنبه 5/5
ساعت یک بامداد به سمت قله حرکت کردیم و بعد از دو ساعت تلاش از ارتفاع 6350 متری به خاطر برودت و سرعت باد تصمیم به برگشت گرفتیم و ساعت 5 به چادر رسیدیم و تا ساعت 8 خوابیدیم و بعد از خوردن چای و جمع کردن چادر به سمت کمپ دو؛ ساعت 30/9 حرکت و ساعت 12 به کمپ 2 رسیدیم و چادر را برپا کردیم و بعد از خوردن مایعات فراوان حاصل از آب که از امروز جریان پیدا کرده بود و خوردن اشکنه کشک با قورمه و روغن زرد به استراحت پرداختیم. از ساعت 16 بارش برف با شدت فراوان آغاز شد. بعد از خوردن چای و تنقلات ، ساعت 18 خوابیدیم که خواب خیلی عالی بود.
سه شنبه6/5
ساعت 30/5 بامداد از خواب بیدار شدیم. بعد از خوردن چای زنجبیل با هل دوباره خوابیدیم . ساعت 30/6 مجدداً بیدار شدم و تا ساعت 8 به خواندن کتاب مشغول شدم . ساعت 8 مهدی را بیدار کردم و صبحانه را که روغن زرد ،ماست پوستی و قورمه بود حسابی نوش جان کردیم و دوباره به استراحت پرداختیم، امروز خیلی دلتنگ خانواده و همگی دوستان شده ام پرچم قله را باز کردم. بغض گلویم را گرفت و اشکم جاری شد. هر نوشته و امضای از خانواده یا دوستان را می خواندم هم انرژی مثبت زیادی می گرفتم و هم بار سنگین موفقیت را بیشتر لازم می داشتم. و با خود می گفتم ای کاش ما آدمها همیشه و همه وقت این قدر به فکر هم می بودیم و همدیگر را مثل این لحظه های ناب دوست می داشتیم. اگر چنین می شد چقدر جامعه مان در همه زمینه ها عالی می شد و از خالق می خواهم این لحظه های خیلی دوست داشتنی را از ما نگیرد به امید آن روز.
از شب گذشته تا ساعت 30/11 بارش برف ادامه داشت. ساعت 30/19 بعد از خوردن شام زیر بارش برف به خواب می رویم
چهارشنبه 7/5
از خواب بیدار شدیم بارش برف هنوز ادامه دارد. در حال خوردن صبحانه در ساعت 30/6 صدای بهمن شدید در مسیر کمپ یک به دو را می شنویم بلافاصله زیپ چادر را باز می کنیم هوا در حال بارش شدید برف بود.باد و پودرناشی از بهمنی که زیرکمپ دو ریزش کرده بود بدرون چادر آمد، امروز صدای چندین بهمن را که در مسیر کمپ یک به دو خالی می شد را شنیدیم.ساعت11بعداز جمع کردن چادر به سمت کمپ3براه افتادیم کماکان هوا ابری وبارش برف می باشد.ساعت15/14به کمپ3میرسیم سرعت باد در کمپ 3بالای60کیلومترهمراه با بارش شدیدبرف میباشد وامکان زدن چادر را نداریم.به ناچار داخل چادر شرکت شده و2ساعت منتظر شرایط چادر زدن می شویم ولی هوا هر لحظه بد تر می شود.وما امشب با پرداخت70دلار در چادر شرکت در شرایط خیلی خاص به شب زنده داری می پردازیم.
پنج شنبه 8/5
بدی هوا در شب گذشته فرصت هرگونه استراحت را از ما گرفت ، امروز نیز همان شرایط ادامه دارد و ما نمی توانیم چادر بزنیم. در کمپ 3 فقط سه نفر، دو نفر کوهنورد روسی و یک نفر از شرکت اکسای حضور دارند ، با بی سیم با کمپ یک تماس گرفتم و از وضعیت هوا در روزهای آینده جویا شدم که وضع هوا را با کمال تاسف تا چهار روز آینده به همین منوال اعلام کرد. حرکت به سمت قله را خیلی خطرناک بود، من و مهدی به لحاظ روحی و جسمی ضعیف تر شده ایم از بیمه دو روز و از زمان 5 روز باقی مانده است، لذا تصمیم می گیریم که به این برنامه پایان دهیم. ساعت 11 از کمپ 3 به کمپ 2 حرکت می کنیم. ساعت 13 به کمپ 2 رسیدیم و بعد از نیم ساعت استراحت و آماده شدن جهت هم طنابی به سمت کمپ یک حرکت می کنیم . ساعت 45/16 به کمپ یک رسیدیم و با بستن طناب و روشن کردن ایپی به خشک کردن کیسه خواب و وسایل می نماییم. حدود ساعت 30/17 بارش برف همچنان ادامه دارد. زمان بازگشت از کمپ دو به یک چند بهمنی که طی دو روز گذشته به صورت وحشتناکی ریزش کرده بود ، به طوری که یکی از بهمن ها از زیر قله حرکت و تا یخچال پایین یعنی ارتفاع 4500 آمده بود. بعد از خوردن شام پیش بینی وضع هوا را چک نمودم؛ بارش برف تا چهار روز آینده به صورت سنگین پیش بینی شده بود.
جمعه 9/5
ساعت 7 از کمپ یک به سمت بیس کمپ حرکت و 30/10 به بیس کمپ رسیدیم. اول صبح هوای قله خیلی خوب بود و این باعث عذاب من بود که چرا دیروز به پیش بینی ایستگاه توجه کردم و به پایین آمدیم. اما بعد از یک ساعت هوا دگرگون شد حتی در مسیر حرکت کمپ یک به بیس کمپ؛ باد و سرمای شدید حکمفرما شد. و هر لحظه هوا بدتر می شد. در بیس کمپ هنگام ناهار دو چهره ایرانی را دیدیم ولی شک کردم زیرا از مسئول کمپ سوال کردم تیم ایرانی در منطقه هست یا نه؟ گفت بودند چند روز قبل رفتند. بی خیال شدم بعد از چند لحظه یکی از دو نفر گفت سلام، بعد از سلام و احوالپرسی و شادی زیاد با یک همزبان درد و دل نمودیم ، آنان مهران حیدرخانی و امیر کلهر از بچه های باشگاه دماوند تهران بودند که یک هفته بعد از ما وارد منطقه شده بودند و چادرشان را در کمپ 3 زده بودند و تصمیم دارند به انتظار هوای خوب جهت صعود به قله در بیس کمپ بمانند. با توجه به اینکه آقا مهران مسلط به زبان انگلیسی بود اطلاعات خوبی از وقایع کمپ و قله جمع آوری کرده بود. امسال به خاطر شرایط جوی خیلی بدِ شرکت ها و منطقه؛ صعود خیلی خلوت بود. و تعداد صعودکننده ها نسبت به پارسال تا این لحظه افت شدیدی داشته است و تعداد صعودکننده های همه شرکت ها به 100نفر نمی رسید در حالی که در سالهای گذشته فقط تعداد صعودکننده های شرکت آکسای تا این تاریخ از 500نفر هم بیشتر بوده است. ما همان شب بعد از شام ساعت 30/20 از دوستان خداحافظی کرده و به اوش برگشتیم.
شنبه 10/5
دیشب تا صبح پلک نزدم. راننده خواب آلود و بعد از 4-5بار توقف و خوابیدن در مسیر اوش ما را ساعت 4 بامداد به هتل رسانیدو بعد از دو ساعت خواب و اصلاح سرو صورت و خوردن صبحانه، ساعت 12 به طرف خُجند براه افتادیم و بعد از سختی های زیاد ساعت 30/18 به خُجند رسیدیم و همان شب به دوشنبه رفتیم که داستان رفت و آمد ما از دوشنبه به اوش و از اوش به دوشنبه خود حکایتی فراتر از صعود قله دارد.
در پایان لازم می دانم از کمک و هم راهی همه ی دوستان ، نشریه محترم خیام نامه، آقای دکتر درودی و آقای حمید درخشان به خاطر راهنمایی های پزشکی، آقای حمید میربلوک و رضا فتحی ، آقای مهدی لگزیان ، آقای صامر ابراهیمی و کسانی که در انجام این صعود من و مهدی را یاری نمودند و یا تشویق مان کردند تشکر کنم. ضمناً در دوشنبه از همراهی اکرام یکی از دوستان برادرم بهره های فراوان بردیم. از مهمان نوازی ایشان هم سپاسگزاریم.
لیست مواد غذایی برنامه
1- قورمه 2کیلو 2- روغن زرد گوسفندی 300 گرم
3- کشک پودرشده یک کیلو
4- سوپ جو و قارچ 6عدد
5- عسل یک کیلو
6- شربت آلبالو 300سی سی
7- شربت ریواس 300 سی سی
8- شربت شاتوت 300 سی سی
9- عرق چهل گیاه 300 سی سی
10- عرق بید مشک 500 سی سی
11- نان خشک 10عدد
12- نان 7عدد
13- ماست پوستی نیم کیلو
14- شیره انگور 300 سی سی
15- ممیز 250 گرم
16- برگه زردآلو نیم کیلو
17- برگه هلو نیم کیلو
18- گردو مغز شده نیم کیلو
19- بادام مغز شده یک کیلو
20- کشمش نیم کیلو
21- قند 700 گرم
22- نبات 300 گرم
23- شوید – مرزه – تره – جعفری – پونه خشک – جمعا 300 گرم
24- زنجبیل – هل – دارچین – چای سبز – چای سیاه – آویشن – گلپر
هزینه های برنامه هر نفر:
ویزای قرقیزستان 000/380 تومان
بلیط و ویزای تاجیکستان رفت و برگشت 000/420/1 تومان
پول شرکت 900 دلار
هزینه های رفت و برگشت زمینی اوش به دوشنبه و برعکس 150 دلار
هزینه های ماندن 4 شب در دوشنبه 120 دلار
هزینه یک شب ماندن در چادر کمپ3 35 دلار
هزینه بار قاطر 35 ددلار
هزینه بیمه 108 دلار
متفرقه 20دلار